Monday, December 27, 2004

بدون شرح

سلام ، من هم بالاخره بعد از کمی دردسربه این جمع ملحق شدم...و در چه روزی هم ، وای وای وای؛چرا؟ چون امروز با دوتا از دوستام رفته بودم بیرون و سر ظهر این دوستان ناباب منو هم مجبور کردن که همراهشون غذا بخورم اونم چی؟ ماهی سرخ کرده با چیپس...
و حالا شرمنده ء روی همگی هم هستم!!! اینو همین اول کار نوشتم شاید باعث بشه خجالت بکشم بیشتر و دیگه از این کارای بد بد نکنم...
منم تا اونجایی که یادم می یاد همیشه رژیم داشتم...گرچه واقعاٌ خیلی چاق نیستم اما از اینکه شکمم قلنبه است اصلا
ٌخوشم نمی یاد...و استخوانبندی درشتم هم باعث می شه که با کمی اضافه وزن خیلی بزرگ و درشت به نظر بیام که از این مسئله واقعا متنفرم ...من در طی 5 ماه گذشه 4 کیلو کم کردم اما می خوام حداقل 6 کیلو دیگه هم کم بشم...تا به وزن قبل ازدواجم برگردم...این 4 کیلو هم با کم خوردن غدای بیرون و کم کردن میزان برنج و نون غذام کم شدم...ولی الان یک ماهی می شه که دیگه وزنم تغییری نمی کنه...و می خوام که تا تابستون امسال حد اقل از شر اون 6 کیلو هم خلاص بشم. من هم مثل همه دوستان حس می کنم که واقعا نیاز به تشویق و کار گروهی دارم که با شوق به این پروسه ادامه بدم...
از اونجایی که من ساکن لندن هستم ومتاسفانه اینجا اکثر مواد غذایی هورمون دارن که به شدت باعث چاقی یا به عبارت بهتر یه جور پف کردگی مسخره می شه ولی علاوه براین یه عالم از این محصولات رژیمی و لاغری مختلف هم دردسترم هست و یه عالمه از اونا رو هم امتحان کردم که همش حرفه و تا حالا که هیچکدوم از هیچ نوعی کار نکرده...و فقط و فقط خوردن غذای سالم و صد البته کم خوردن بیشترین نتیجه رو داشته...
حالا توی پست های بعدی کم کم نتایج چیزایی رو که امتحان کردم براتون می نویسم.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home